تبليغاتX
خرده گیری

شماره‌ی دوم فصل‌نامه‌ی فروزش در قطع رحلی و در 120 صفحه و به قیمت دو هزار تومان منتشر شد. می‌توانید آن را از کیوسک‌ها و برخی کتاب‌فروشی‌ها تهیه کنید.

در اين شماره مي‌خوانيد:

 

2 سخن نخست

بخش تاریخ و فرهنگ

4 در ضرورت پارسی شدن / شروین وکیلی

14 ایران‌زمین، خانه‌ی فرهنگی و ابدی ایرانیان / ناصر تکمیل‌همایون

19 حقوق ایران در دریای مازندران محفوظ است / گروه گزارش

22 زمان و زندگی فردوسی / جلیل دوستخواه

30 داستان گِل‌نوشته‌های تخت‌جمشید / عبدالمجید ارفعی

34 روابط سامانیان با اسماعیلیان قرمطی / شاهین پهنادایان

37 تاریخ‌نویسی در ایران باستان / فرشید ابراهیمی

42 جنوب خلیج فارس؛ شور کیستی و چیستی / حمدالله آصفی

بخش ایران‌شهر

54 نیازمند فهمی درست از خود و غرب هستیم / مرتضی ثاقب‌فر

بخش جهان ایرانی

66 داغستان؛ مرزبان شمالی ایران‌زمین / حامد کاظم‌زاده

72 تاجیک‌های جمهوری ازبکستان / ریچارد فولتز

76 نظریه‌ی حوزه‌ی تمدّن ایرانی / محمدعلی بهمنی‌قاجار

86 تالش امروز از تو کمک می‌خواهد، ایران / گروه گزارش

بخش زبان فارسی

88 واژه‌های فارسی عربی‌شده / رضا مرادی غیاث‌آبادی

92 زبان فارسی و هویّت ملی / سیدحسین نصر

99 نگرشی بر نامه‌ی پهلوانی / مینا صالحی

بخش ایران‌گردی

104 مراسم آفتاب‌خواهی مردم گیلان / آرش نورآقایی

106 سفر با کوله‌پشتی؛ تالش / داراب احمدی

بخش یادگارهای فرهنگی و طبیعی

110 گوهر فراموش‌شده / مونا قاسمیان

113 سه گزارش فرهنگی / گروه گزارش

بخش چکامه

118 آثاری از توران شهریاری، هما ارژنگی، مهدی میرآقایی، کاوه مرادی، امین محمودی

و محمدتقی حُرآبادی


+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 11:12 |

1. سرانجام فصل‌نامه‌ی فروزش به‌چاپ رسید (یک‌شنبه ششم بهمن‌ماه، شماری از نسخه‌های آن را از صحافی تحویل گرفتم). این فصل‌نامه که حاصل دغدغه‌ها، پی‌گیری‌ها و تجربه‌های چندساله‌ام است به‌زودی در پیش‌خوان دکه‌های مطبوعاتی در دسترس دوست‌داران تاریخ و فرهنگ ایران خواهد بود. این مجله پیش‌کش می‌شود به همه‌ی دوست‌داران ایران.

تلاش من بر این است که هم‌چون مجله‌ی افراز (نامه‌ی درونی انجمن افراز) - که سردبیرش بودم - نوشتارهایی در آن به چاپ برسد که یا دربرگیرنده‌ی آگاهی‌های درست و کاربردی درباره‌ی ایران (ایران‌زمین، ایران‌شهر، ایران بزرگ و یا ایران فرهنگی = حوزه‌ی برگزاری جشن نوروز) باشند و یا به تبیین هویّت ملی یاری رسانند. به عبارت دیگر، از چاپ نوشتارهای احساسی و شعاری تا جایی که امکان دارد، پرهیز شود.

البته بر خلاف افراز، در فروزش بخش‌های دیگری هم که دیگر تلاش‌ها در راه ایران را پی می‌گیرد (از جمله  دفاع از یادگارهای فرهنگی و طبیعی)، در نظر گرفته شده است، هم‌چنین بخش شعر - و در شماره‌های آینده، داستان - که می‌توانند فضای مجله را تلطیف کنند هر چند به گمان من خود آن‌ها - به‌ویژه شعر در جامعه‌ی ایران - بخش‌هایی مهمی هستند اما اگر بشود هم‌راستا با دیگر بخش‌ها شوند حتا بسیار مهم و تأثیرگذار خواهند بود.

2. نوشتار من در پاسخ به نقد دکتر عبدالله ابریشمی، از اندیش‌مندان جامعه‌ی کُردمان را در روزنامک بخوانید. این نوشتار می‌تواند در دنباله نوشته‌هایم پیرامون ملت‌گرایی ایرانی ارزیابی شود.

3. دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران درباره‌ی ورود سومین گرداننده‌ی (اُپراتور) تلفن همراه به شبکه‌ی مخابرات ایران که 49 درصد سهام آن در اختیار شرکت اماراتی اتصالات است، هشداری را منتشر کرد که می‌توانید آن را در تارنوشت کارگروه یادمان ببینید.

ما را در پخش این هشدار یاری کنید.

+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت 11:5 |

زمانی دراز از گذاشتن واپسین نوشتارم در خرده‌گیری می‌گذرد. از دوستانی که در این چند گاه پی‌گیر بوده و سراغم را گرفتند، سپاس‌گزارم. البته در این مدت مشغول به کاری فرهنگی بودم که اگر به بار بنشیند به‌زودی از آن آگاه خواهید شد. در آن صورت، هم‌چون همیشه، یاری‌های شما را پذیرا خواهم بود.

دیده‌بان هم در این مدت بیکار نبود. اگر از پی‌گیری دوست گرامی و دبیر دیده‌بان، رضا نیکپور، که پرونده‌های مترو اصفهان و تعرض به حریم کاخ آپادانا و قلعه‌ی شوش را دنبال می‌کند و هم‌چنین نامه‌ی وی – در راستای برانگیختن توجه دیگر نهادهای رسمی و قدرت‌مند به موضوع تخریب یادگارهای فرهنگی در استان خوزستان - به دکتر علی‌اکبر ولایتی بگذریم، می‌توان به بيانيه‌ي تحلیلی سازمان‌هاي مردم‌نهاد در اعلام همراهي با مواضع‌گيري زيست‌محيطي کارشناسان و احزاب و درخواست آنان براي بازنگري پرونده‌ي سدسازي كشور اشاره کرد که به تأیید 80 سازمان مردم‌نهاد رسید و به‌زودی توسط دیده‌بان به مرکزهای تصمیم‌گیری تسلیم خواهد شد. امید است تا به یاری همه‌ی دوستان بتوانیم از ساخت بی‌رویه و کارشناسی‌نشده‌ی سدها در کشور بکاهیم (در خبرها از بی‌فایده شدن سد دز تا 15 سال دیگر - به‌خاطر مشکلات ناشی از رسوب‌ها - خواندم، هم‌چنین در این‌باره بنگرید به نوشتار «اکباتان؛ سدی که 50 میلیارد تومان اعتبار اضافی هم نتوانست از به گل نشستن‌اش ممانعت کند!» از استاد گرامی، محمد درویش).

البته من بر این گمانم که به‌ویژه برای به‌ثمر رسیدن چنین خواست‌هایی باید بر تلاش‌های‌مان در فرهنگ‌سازی بیشتر بیفزاییم و نخست با پخش چنین بیانیه‌هایی در میان انجمن‌ها، رسانه‌ها و دوستان پی‌گیر، سپس با تلاش برای هماهنگ‌سازی و سازمان‌دهی آنان، بکوشیم به‌وسیله‌ی هر دوست و آشنایی که داریم و از راه انبوه برنامه‌های صدا و سیما، هر چه بیشتر نظرهای‌مان را مطرح کنیم. فراموش نشود که هنوز بسیارند هم‌میهنانی که نسبت به اهمیت یادگارهای فرهنگی و طبیعی غافل هستند، در حالی که اگر این آگاهی گسترده شود – در کنار راه کارشناسی که می‌پیماییم - حتا از راه خانواده‌های آدم‌های مؤثر هم می‌توانیم در تصمیم‌گیری‌ها مؤثر باشیم. هم‌چنین از دوستان فعال در سازمان‌های مردم‌نهاد انتظار می‌رود که دست‌کم در شهر خود – و در مرحله‌ای بالاتر، در استان – بر پیوندهای‌شان با دیگر سمن‌ها بیفزایند تا در هنگام لازم بتوانیم با وقت و نیروی کمتر، بازده بیشتر بگیریم. تشکیل خانه‌ی سمن‌ها در هر استان – که در برخی استان‌ها هم هست ولی به گمان من آن‌گونه که باید فعال نیست – و هم‌وند (عضو) ساختن همه‌ی سمن‌ها در آن و سپس شکل دادن شبکه‌هایی اصلی هم‌چون سمن‌های زیست محیطی، دوستدار میراث فرهنگی، اجتماعی و... می‌تواند چشم‌انداز ما را بسیار روشن کند. در هر استان می‌توانند یک یا چند انجمن متولی چنین کاری شوند و یا در جاهایی که خانه‌ی تشکل‌هایی وجود دارد، خون تازه‌ای به رگ‌های فسرده‌ی آن وارد کنند.

به هر رو، متن کامل بیانیه را در پی می‌خوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 11:42 |
شماري از احزاب، پنج‌شنبه‌ي گذشته (هفدهم امردادماه)، در حاشيه‌ي نشست فصلي خانه‌ي احزاب ايران، بيانيه‌اي را در دفاع از محيط زيست صادر كردند.
در اين‌باره، مهندس محمد درويش در تارنگار خويش نوشته است: « ديروز پنج شنبه، 17 مرداد 87 بيانيه‌اي با امضاي 19 [20، چرا كه يك حزب هم با كمي تأخير به آن پيوست] حزب و تشكل سياسي كشور منتشر شد كه در آن براي نخستين‌بار تا آنجايي كه به خاطر مي‌آورم موضوع اصلي و گرانيگاه بنيادي بيانيه، نه به حوزه‌ي سياست ربطي داشت، نه اقتصاد، نه فرهنگ و نه مذهب. هرچند شايد اين بيانيه بيشترين ارتباط را با كيفيت زندگي ايرانيان و تمامي زيستمندان ساكن در ايران‌زمين داشته باشد و از اين منظر هم بتوان آن را بيانيه‌اي سياسي خواند و هم اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و ...

چرا كه اين بار رهبران و نمايندگان «حزب آزادي، حزب اتحاد ملّي ايران، حزب اراده‌ي ملّت ايران، حزب اسلامي رفاه كارگران، حزب اعتماد ملّي، حزب پاك ايران، حزب ترقي ايران، حزب جامعه‌ي مدني استان همدان، [حزب جوانان ايران اسلامي]، حزب فرزندان ايران، حزب مردم، حزب وحدت ملّي، كانون مهستان، كانون دانشجويان و دانش‌آموختگان استان ايلام، كانون فارغ‌التحصيلان و دانش‌آموختگان استان آذربايجان غربي، كانون همبستگي دانشجويان و فارغ‌التحصيلان، مجمع فرهنگيان ايران اسلامي، مجمع دانشجويان و دانش‌آموختگان استان گلستان، سازمان رهروان فردا و جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري» بر پاي بيانيه‌اي مهر تأييد زده بودند كه آشكارا در آن نگراني شديد تشكل متبوع‌شان از روند شتابان تخريب محيط زيست و اُفت ناپايداري سرزمين مادري بيان شده بود. و اين مي‌تواند يك شناسه‌ي مثبت و اقدامي اميد‌بخش براي طرفداران محيط زيست در كشور باشد. به خصوص اگر بياد آوريم در طول تاريخ مدوّن يكصدساله‌ي اخير ايران، تاكنون هيچ شخصيت حقيقي يا تشكل حزبي نتوانسته با شعار طرفداري از محيط زيست، دست‌كم يكي از كرسي‌هاي نمايندگي مجلس در صحن بهارستان را اشغال كند. از اين رو انتظار مي‌رود تا دوستان سبزانديش، به شايسته‌ترين شكل ممكن در انعكاس اين رويداد كم‌نظير تاريخي در حوزه‌ي محيط زيست كشور اقدام كنند.
اميد كه بيش از اين، شاهد حضور مؤثر احزاب سياسي در مباحث زيست‌محيطي باشيم تا ديگر نشنويم يا نخوانيم كه نماينده‌ي فلان حزب سياسي با حيرت كامل بپرسد: مگر بين گرمايش زمين و انتخابات هم رابطه‌اي وجود دارد؟!».

متن كامل اين بيانيه كه شرح دغدغه‌هاي اين گروه از احزاب به ‌عنوان بخشي از بدنه‌ي فعالان جوامع مدني است، به شرح زير است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 6:31 |

مي‌دانم متني كه در پي مي‌آيد و هم‌چنين شماري از گزارش‌هايي كه بر روي تارنوشت خرده‌گيري مي‌گذارم از فضاي كار آن به دور است، ولي وقتي از ديگران مي‌خواهم كه در پخش اين گزارش‌ها ياري‌ام دهند آيا ديگر بهانه‌اي دارم تا خودم آن‌ها را روي تارنوشت نگذارم؟

در اين همايش هم نكاتي مطرح شده كه به علاقه‌مندي‌هاي مشترك ايران‌دوستان - يعني يادگارهاي فرهنگي - مرتبط است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 13:52 |

دوست تازه‌ام، مهرداد ايران‌مهر، پس از همايش «گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» وتحت‌تأثير سخنان سخنرانان همايش، متن اعتراضيه‌اي را كه نوشته بود به من نشان داد تا اگر مي‌توانم امضاي ديگر انجمن‌ها را هم بگيرم. از او خواستم آن را رايانامه كند تا سر فرصت و پس از بازنگري، براي گردآوري امضا اقدام كنيم. نتيجه، بيانيه‌اي شد كه ملاحظه مي‌كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 11:25 |


پرويز ورجاوند پرستنده‌ي ايران بود

زنده‌ياد دكتر پرويز ورجاوند، استاد برجسته‌ي باستان‌شناسي و جامعه‌شناسي از يگانه‌هاي عرصه‌ي علم، فرهنگ و سياست بود، كسي كه تمام دل‌نگراني‌هايش به ايران ختم مي‌شد. در همايش «ايران ورجاوند» كه به‌مناسبت گذشت يك‌سال از درگذشت پرويز ورجاوند برپا شد، با اشاره به اين مطلب كه از پرويز ورجاوند بايد درس ايران‌دوستي را آموخت، ورجاوند را شخصيتي برخواندند كه در بي‌پروايي الگويش «رازي»، در علم الگويش فردوسي و در شجاعت الگويش بابك بود.

 پرويز ورجاوند، نخستين وزير فرهنگ ايران پس از انقلاب در دولت موقت بود. وي در نخستين سمتش در زمينه‌ي ميراث فرهنگي، مشاور عالي سازمان ملي حفاظت از آثار باستاني شده ‌بود. تلاش براي به‌ثبت رساندن مجموعه‌ي تخت‌جمشيد، ميدان نقش‌جهان و چغازنبيل از‌ جمله كارهايي است كه در كارنامه‌ي كاري او به ثبت رسيده ‌است. وي هم‌چون يك ايراني ايران‌دوست و ايران‌پرست ، از دوران جواني براي رسيدن به ايراني آباد و آزاد گام برداشت، هدفي كه براي رسيدن به آن از هر وسيله‌اي سود نجست بلكه صداقت و اخلاق ايراني را پايه‌اي قرار داد براي رسيدن به‌آن‌چه آرمانش را در سر مي‌پروراند.
در همايش «ايران ‌ورجاوند» كه پسين 26 خوردادماه به‌نام و ياد اين بزرگ‌‌مرد و به‌كوشش «ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» و «انجمن ايلام‌شناسي ايران» برپا بود، پيرامون موضوع‌هايي كه از دل نگراني‌هاي ورجاوند بود و هم‌چنين موضوع‌هايي كه در پيوند با ايران و ايراني است، سخن گفته شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در شنبه هشتم تیر 1387 و ساعت 15:22 |

در پي تخريب سنگ‌نوشته‌ي ارزش‌مند تاريخي جزيره‌ي خارك و شدت گرفتن تخريب‌ محيط زيست

ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران با همكاري انجمن فرآوران ايران

برگزار مي‌كند:

 

همايش

گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران



 

يك‌شنبه 2 تير - ساعت 16.30

مركز مشاركت‌هاي مردمي (خيابان شهيد نجات‌اللهي، نبش خيابان ورشو)

 

سخنرانان:

فاطمه ظفرنژاد / كارشناس سد و پژوهشگر (قنات‌ها، ميراث چند هزارساله و ديگر جايگزين‌هاي سدهاي بزرگ)

مسعود باقرزاده‌ي كريمي / كارشناس تالاب سازمان محيط زيست (جايگاه ميراث طبيعي در روند توسعه‌ي كشور)

رضا مرادي غياث‌آبادي / باستان‌ستاره‌شناس و پژوهشگر (گزارش تخريب سنگ‌نوشته‌ي خارك)

مژگان جمشيدي / روزنامه‌نگار و كارشناس حوزه‌ي محيط زيست (گزارش ميراث طبيعي)

آرش نورآقايي / روزنامه‌نگار و كارشناس حوزه‌ي ميراث معنوي (گزارش ميراث معنوي)

شهرام زارع / باستان‌شناس و سردبير مجله‌ي باستان‌پژوهي (گزارش ميراث فرهنگي)

و جمعي از كارشناسان ميراث فرهنگي و نمايندگان سازمان‌هاي مردم‌نهاد خوزستان


 

گزارشِ همايشِ «گزارش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 14:40 |

 

ارزش تاريخي كتيبه‌ي خارك

روز گذشته (21 خرداد) در مراسم سالگرد شادروان دكتر ورجاوند كه در منزل آن روان‌شاد برگزار شد، آقاي دكتر شهريار عدل را ديدم. از او پرسشي را كه درباره‌ي كتيبه‌ي خارك در ذهن داشتم، پرسيدم. توضيح داد كه آن كتيبه ارتباطي به نام خليج فارس نداشته است و از آن رو داراي اهميت نبوده، ولي از منظر آب و پيشينه‌ي فرمان‌روايي ايرانيان بر گستره‌ي خليج فارس داراي اهميت بسيار بوده و سازمان نه‌تنها در نگه‌داري آن كوتاهي كرده بلكه با تبليغ نادرست آن، باعث تحريك ايران‌ستيزان و كساني كه تحت‌تأثير تبليغات آنان هستند، شده است. درباره‌ي شايعه‌ي جعلي بودن كتيبه هم اظهار داشت كه كندن چنين متني غيرتبليغاتي بر روي سنگي مرجاني (سنگ خارا) امكان درستي آن شايعه را رد مي‌كند و اين موضوع واكنشي بوده از سوي رسانه‌هاي جنوب خليج فارس در برابر خبر نادرستي كه ما مخابره كرديم.
دكتر عدل كه جهاني شدن بسياري از آثار ايراني مديون تلاش‌هاي اوست، درباره‌ي وضعيت پاسارگاد و تخت‌جمشيد هشدار داد كه هرگونه اقدام در راستاي واگذاري آنها به بخش خصوصي مي‌تواند پيامدهاي ناگواري را در پي داشته باشد.
 
 جشن هزاران‌ساله، رسمي شد!
پس از مدت‌ها پي‌گيري، سرانجام «شوراي فرهنگ عمومي» پذيرفت جشن شب چله (يلدا) را در تقويم رسمي بگنجاند.
پيشنهاد چنين موضوعي - و هم‌چنين نوشتن متن نامه كه شوربختانه برخي رسانه‌ها به نام فردي كه برايشان خبر را فرستاده بود آن را چاپ كردند - به شورا، ايده‌ي شاهين سپنتا بود كه توسط ديده‌بان پي‌گيري شد و با مؤافقت 46 سمن (سازمان مردم‌نهاد) به آن شورا ارايه شد (پيوند به خبر ميراث خبر و روزنامه‌ي سرمايه). سرانجام پس از گذشت بيش از 5 ماه و در حالي كه يكي دو بار به طور شفاهي به رضا نيكپور، دبير ديده‌بان پاسخ منفي داده بودند و او خواستار پاسخي كتبي شده بود، روز گذشته دبير آن شورا خبر از تأييد چنين روزي را داد، به همراه شماري روزهاي ديگر (پيوند به خبر همشهري آن‌لاين). به قول وهاب قاسمي، دوست كرمانشاهي‌ام، بار ديگر ثابت كرديم مي‌توانيم اگر بخواهيم.
در ضمن شايسته‌ي اشاره و توجه است كه انجمن ژيار كرمانشاه كه از فعالان بود و در تأييد همين درخواست هم نامش آمده و هم‌وندان آن در جلب توجه ديگر انجمن‌ها در فرآيند همكاري در اعتراض به آبگيري سد سيوند هم فعال بودند لغو اعتبار شده است، هر گونه كه مي‌توانيد نسبت به اين كار كه هنوز مستنداتش ارايه نشده است اعتراض كنيد (براي آگاهي بيشتر بنگريد به گاه‌نوشت‌هاي كاوه كرمانشاهي).

در پي رويداد شوم آسيب ديدن كتيبه‌ي خارك صادر شد:
بيانيه‌ي اتحاديه‌ي انجمن‌هاي علمي باستان‌شناسي سراسر كشور – كه باعث شد تا دادستاني كل كشور نسبت به اين رويداد واكنش نشان دهد.
بيانيه‌ي شماري از انجمن‌هاي دوستدار ميراث فرهنگي (خانه‌ي تشكل‌هاي دوستدار ميراث فرهنگي) – كه چون از سوي انجمن‌هايي صادر شده كه دوستدار ميراث فرهنگي و اكثر آنها داراي پروانه از سازمان ميراث فرهنگي هستند اميد است مؤثر واقع شود.
 
متن كامل بيانيه‌ها:

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 15:7 |

دوستان گرامي! بيانيه‌اي كه از نظر شما مي‌گذرد حاصل هم‌انديشي شماري از دوستداران ايران است كه در قالب انجمن‌هايي فرهنگي در سراسر ايران به كوشش مي‌پردازند. آنها از فرصت پيش‌آمده براي انتخابات بهره برده و به تبيين بخش‌هايي از انديشه‌ي خود پرداختند؛ روشن‌سازي و تبييني كه به گمان ما نياز اكنون جامعه‌ي ايراني است. از اين‌رو خواهانيم در انتشار آن كمال ياري را به ما بنماييد، به‌ويژه اگر با رسانه‌اي (روزنامه، نشريه، خبرگزاري، تارنما و...) پيوند داريد از ارسال اين بيانيه به رسانه‌ي مزبور و تقاضا براي بهره‌گيري از آن خودداري نكنيد.

متن كامل بيانيه‌ي انتخاباتي گروهی از سازمان‌هاي مردم‌نهاد فرهنگي و كانون‌هاي دانشجويي به شرح زير است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 12:9 |

 

از همه‌ي دوستاني كه سري به اين ديدارگاه مجازي زدند، سپاس‌گزارم؛ دوستان نازنيني كه برخي نظرشان را هم گذاشتند تا من با دل‌گرميِ بيشتر اين راه را دنبال كنم.

مي‌دانم كه تارنوشت‌(وبلاگ‌)ها بيشتر براي نوشته‌هاي كوتاه و نظر نويسنده درباره‌ي موضوع‌هاي گونا‌گون جاري مناسب‌اند، ولي «خرده‌گيري» جايي است كه من نقدهايم را در آن خواهم گذاشت؛ نقدهايي كه برخي در جايي چاپ شده‌اند اما آن‌قدر – از ديد من – اهميت داشته‌اند تا تكرار شوند؛ نقدهايي كه ممكن است بلند باشند يا متنوع؛ ... ولي يك فصل اشتراك يا محوريت دارند و آن دردهاي همين گروه از دوستانم است كه امروزه بيشتر با هم هستيم.

البته تلاش مي‌كنم از كنار موضوع‌هاي ناخرده‌گيرانه‌ي مرتبط و مهم هم گذرا نگذرم. يكي‌اش همين بيانيه‌اي است كه در پي آورده‌ام؛ بيانيه‌اي كه پنج‌شنبه‌ي گذشته (يازدهم بهمن‌ماه)، در حاشيه‌ي بيست‌ويكمين نشست فصلي خانه‌ي احزاب ايران، بر دست 31 حزبِ – از نظر حكومت – قانوني صادر شد و متين و مستدل بر حق 50 درصدي ايران در درياي مازندران پاي فشرد.

برتري اين بيانيه – حتا به نسبت بيانيه‌هاي گروه‌هاي مخالف دولت – در اين است كه دو نكته‌ي كليدي درباره‌ي حقوق ما در درياي مازندران را مورد توجه قرار داده: يكي، خطر بستن قراردادهاي دوجانبه‌ي تحديد حدود ميان ايران و دولت‌هاي تركمنستان و جمهوري آذربايجان (اران)، كه شوربختانه دولت به آرامي در حال پيش بردن آن است (انجام شدن اين كار يعني به رسميت شناختن ديگر قراردادهاي دو و سه‌جانبه و رسميت دادن به زياده‌خواهي‌هاي همسايگان آبي ايران در درياي مازندران) و ديگري، توجه به موضوع «عدم نياز به تحديد حدود براي بهره‌برداري از منافع درياي مازندران»، كه آن هم با پيشنهادي سنجيده همراه شده است. فراموش نشود كه منتقدان سهم 50 درصدي ايران، تمام سخن‌شان بر همين پايه استوار است كه چنين سهمي را نمي‌توان روي نقشه مشخص كرد چرا كه در آن‌صورت، همسايگان نزديك به ما فاقد كمترين حوزه‌ در اين دريا خواهند شد، در حالي كه با پي‌گيري اين پيشنهاد - كه كاملا شدني است و همانند چنين شركت‌هاي چندمليتي را هم بسيار مي‌توان سراغ گرفت - حق و سهم تاريخي و قانوني ملت ايران در درياي مازندران هم محفوظ خواهد ماند و از بسياري اختلاف‌ها در آينده هم كاسته خواهد شد و هم‌چنين بهتر مي‌توان به‌سوي غيرنظامي كردن اين دريا هم گام برداشت.

متن كامل بيانيه را بخوانيد، ضمن آن‌كه از دوستان خواهشمندم در پراكنش آن كوشا باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 15:31 |