- بايد اين گزارش را زودتر آماده ميكردم، البته هنوز هم كامل نيست... چند روزي است كه درگير مشكلي شدهام.
- دوست ايرانپرستم، بهرام روشنضمير نقدي داشته به نوشتار من پيرامون دكتر مصدق. از او سپاسگزارم، آن را در اولين فرصت ميخوانم و نظرم را برايش مينويسم.
- وطن يعني نماز خون به خونينشهر خواندن / مهاجم را ز خرمشهر راندن...
فرا رسيدن سوّم خرداد، سالروز آزادسازي خرمشهر را به دوستان گرامي شادباش ميگويم.
- پيوند بازتابهاي همايش در مطبوعات:
روزنامهي اعتماد
روزنامهي كارگزاران
روزنامهي دنياي اقتصاد
*****
عصر يكشنبه بيستونهم ارديبهشت به كوشش «دوستداران ميراث فرهنگي و محيط زيست ايران» و با ياري «انجمن كوهنوردان ايران» (گروه ديدهبان كوهستان)، همايش «سدهاي بزرگ؛ پيامدها و جايگزينها» در مركز مشاركتهاي مردمي واقع در خيابان ويلا برگزار شد. اگر راهي كه اين همايش گشوده، دنبال شود ميتوان همايش «سدهاي بزرگ» را نقطهي آغازي دانست بر دور جديدي از نقد بر روند بيرويهي ساخت سدها در ايران، كه در پي سلسلهنقدهايي كه در اين چندساله - همزمان با تكميل و راهاندازي سد سيوند - بر سدها در مطبوعات آغاز شده، شكل گرفته است. و بايد دست مريزاد گفت به دوستانمان در گروه «دوستداران ميراث فرهنگي و محيط زيست ايران» كه با تلاش خود شماري از كارشناسان ناقد را گرد هم آورده بودند. به عنوان كسي كه در جريان شكلگيري اين گروه بوده، شايد لازم باشد اين رويكرد تازهي دوستان را به آنان شادباش بگويم، چرا كه كارشان از جنبهاي صرفاً اعتراضي به جنبههاي فرهنگي و آگاهيرساني چرخش كرده است.
آغاز شكلگيري اين دوستان برميگردد به تجمع چهارشنبه، هجدهم بهمن 1385 در جلو وزارت نيرو و پس از آن - در همان روز - سازمان ميراث فرهنگي، كه سنگبناي اعتراضهاي ميداني عليه ساخت سد سيوند در تهران را شكل داد. روز پيش از آن، كه «پايگاه اطلاعرساني براي نجات يادمانها باستاني» نشستِ هفتگي خود را داشت، موضوعِ اين تجمع اعلام شد و چون كسي برگزاركنندهي آن را نميشناخت و اين، نخستين حركت از اين دست محسوب ميشد، من از همراهان پايگاه خواستم تا بدون اعلام نام پايگاه و بهطور غيررسمي در آن شركت كنند. تني چند از دوستان ما در آن شركت كردند و در آن ميان، چند نفري از كساني كه تازه به پايگاه پيوسته بودند و هنوز در آن فعال نشده بودند با ديگر كساني كه به طور پراكنده به تجمع يادشده – كه به وسيلهي پيامك تبليغ شده بود – آمده بودند، به مرور زمان گروهي را شكل دادند كه بدنهاش، همين انجمن برگزاركنندهي همايش روز يكشنبه است. هر چند همانروز از طريق دوستانم، تلفني با دعوتكنندهي آن تجمع كه جواني مشهدي بود آشنا شدم ولي رهبري يا نمايندگي گروه را كمكم علي صادقي كه ساكن تهران بود بر عهده گرفت. او اطلاعات زيستمحيطي خوبي دارد و گويا در انجمنهاي زيستمحيطي فعال بود ولي ديدگاهش – كه از سه بار بحث كردن با وي دستگيرم شد و خود نيز آشكارا آن را ميگفت – صرفاً اعتراض بود و نه نتيجه. آخرين بار، انجام چنين اقدامي از سوي او را در جلو سازمان محيط زيست و در اعتراض به مرگ فلامينگوها كه شماري وبلاگنويس زيستمحيطي پيشنهاد برگزاري تجمعاش را داده بودند، شاهد بودم كه در حالي كه آقاي دلاور نجفي، معاونت سازمان به نزد گروه معترض آمده و قولهايي داده بود پيشنهاد من براي پيگيري آن قولها را رد كرد و تنها به نوشتن اعتراضي تند و جمعآوري امضا براي آن بسنده كرد. من چون خود و پايگاه را در ميان كساني كه سابقهي كار در زمينهي دفاع از محيط زيست داشتند براي نتيجهگيري از اعتراض، صاحب صلاحيت نميدانستم در آن كار دخالت نكردم ولي پيش از آن در هنگام تحصن در برابر مجلس شوراي اسلامي چون علاوه بر گروه خود، نمايندگي دوستان بختياري را كه دعوتكنندگان آن تحصن بودند بر عهده داشتم و دكتر شاهين سپنتا و عليرضا روحاني هم كه هر كدام به نمايندگي گروههايي از اصفهان از راه دور خود را به تحصن رسانده بودند با من همنظر بودند، نظر مخالفِ صادقي را رد كردم كه اين موجب گلايهمندي او - كه اكنون براي ادامهي تحصيل در خارج از كشور است - شد...
به هر رو اين كه، گروهي كه به خاطر فعاليتهاي معترضانه و اجرايياش هميشه براي شماري از جوانان جذابيت داشت، امروز همايش برگزار ميكند و آن هم همايشي علمي، بسيار جاي تحسين دارد و اميدوارم اين راه دنبال شود.
اما دربارهي همايش، نقدها و پيشنهادهايي به نظرم رسيده كه آنها را با شما، همچنين استادان و برگزاركنندگان آن، مطرح ميكنم:
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا افشاری در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت
18:21 |